درباره وب

به وبلاگ خودتون خوش آمدید من جاسم پیرزهی از استان سیستان و بلوچستان هستم روستای پسکوه و هدف ما اطلاع رسانی و معرفی استانمان است و امیدوارم با نظرات خودتون ما را خوشحال کنید
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان pirzahi و آدرس jasem.pirzahi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





جستجوی وب
لینک های مفید

من از ديار مولانا شهداد و دکتر رحمانی می نويسم

من از مولوی محمد يوسف و عبدالعزيزو محمد کريم می نويسم

من از شهيد بهنام وخسروی و ملازهی می نويسم

من از کوه بيرک و سياهان و بم پشت می نويسم

من از ماشکيد و روتک و سی ميش می نويسم

من از سيب و دزک و جالق می نويسم

من از ميرمراد و حاجی شيرمحمد و دوست محمد می نويسم

من از عبدالرئوف و شيدا و ملايحيی می نويسم

من از نگاران و مهرگان و ددل می نويسم

من از کله گان و ناهوک و سرجو می نويسم

من از کوهک و دهک و اسفندک می نويسم

من از گشت و کنت و هيدوچ می نويسم

من از شمس آباد و مراد آباد و پسکوه می نويسم

من از داد و دادخدا و دادشاه می نويسم

 


برچسب ها: شعری درباره سراوانشعری درباره بلوچستانسراوان

تاريخ : پنج شنبه 12 / 2 / 1392 | 8:6 قبل از ظهر | نویسنده : جاسم پیرزهی پسکوه |

سراوان شهر علم و فرهنگ
جهالت باشد اینجا لکه ننگ
سراوان شهر علم و فرهنگ
جهالت باشد اینجا لکه ننگ
بیا بنگر برادر شهر مارا
که بینی صنعت و صنع خدا را
تمام مردمانش با خدایند
نبی مصطفیa را می ستایند
به جالق و کله گانش رو سفر کن
به آهنگ نوازش ها نظر کن
که تاریخی هزاران ساله دارد
زتاراج مغول ها ناله دارد
به زیبایی و سرسبزی بهار است
در آنجا کشت شالی بی شمارست
به باغاتش همه قسم میوه جاتی
بیا بنگر ندارد کس شناختی
بود محصول آن خرمای ربی
به هر ذوق و سلیقه می پسندی
بود شیرین تر از قند فریمان
ببر سوغات از بهر ندیمان
در آنجا تپه ای اسمش میر عمر
نهان است گنج ها بسیار از زر
بود در شهر آثارقدیمی
چه آثاری چه ابنای عظیمی
ز سیستان هیچ دستی کم ندارد
و نخلستان او را بم ندارد
اگر خواهی بهشتی را ببینی
گلی از بوستانش را بچینی
نظر انداز به شهر کله گانش
که بینی از بهشت صد ها نشانش
زمین هایش تماما شالی کاریست
برنجش به ز دم سیاه شمالیست
بسی کوه و کمر افراشته دارد
به هر سنگی نگاری نقشه دارد
به هر تابستان سفر کن سوی ناهوک
ببین آب زلال جوی ناهوک
بهارش سبز و خرم ،پرنشاط است
درختان پر ثمر از میوه جات است
هلو وتوت انجیر است فراوان
دهند هم مفت و مجانی هم ارزان
شنا کن اندر جوی آبش
بشو تن را به آب پر گلابش
میان گشت و ناهوک است نگاران
نشان افتخار این سراوان
نشان کنده کاری در دل سنگ
هنر را با طبیعت کرده در جنگ
اگر خواهی که حافظ را شناسی
برای وصل مولا در تلاشی
دهک را انتخاب کن بهر این کار
دراویش را تو باید کرد دیدار
تصوف را ببین در پیر آباد
تو را مولای رومی آورد یاد
کمی بالاتر از شهر دراویش
بود شهری که خاکش از هنر بیش
سفالش در جهان آوازه دارد
همیشه رنگ و رویی تازه دارد
بود سب شهر تاریخ سراوان
اثر ها از هنر دارد فراوان
یکی از این اثر ها قلعه سیب
به شهر سیب باشد زینت و زیب
حکایت می کنم اکنون ز سوران
ز حق آباد و پسکوه از کتوران
کشاورز و حبیب و کم نظیرند
تماما مخلص ومهمان پذیرند
شب و روز در زمین مشغول کارند
همه زحمت کش و امیدوارند
برو شیدای شهر زابلی بین
درون شعر او عشق علی بین
ز هیدوچ و کنت و شهر بم پشت
نشان درس و قرآن است در گشت
سراوان گوشه ای از خاک ایران
فدای نام ایران ،جان و تن باد
مرا سنگ ریزه های کوه تفتان
به ز زینت،بهتر از در عدن باد
مرا مادر،پدر، خواهر برادر
وطن باد وطن باد وطن باد

 


برچسب ها: شعری درباره سراوانشعر بلوچیسراوان

تاريخ : جمعه 4 / 2 / 1392 | 12:19 قبل از ظهر | نویسنده : جاسم پیرزهی پسکوه |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 13 صفحه بعد